تبليغاتX
بارون پاییزی... - مگه یادم می ره








مگه یادم می ره

 

مگه یادم می ره

خاطراتم با تو

لهجه خندیدن

حالت چشم ها تو

مگه یادم می ره

تو عزیزم بودی

تو غم و تنهایی همه چیزم بودی

تو رسیدی وقتی گرم حق حق بودم

تو چرا رنجیدی ؟ من که عاشق بودم

تو کوچه هنوز جای پات جا مونده

تو که نیستی اما عطرت اینجا مونده

بی تو سهم چشمام ، ابر و بارونه

لحظه های بی تو منو می ترسونه

به یک جمله قانع ام به یک حرف یا یک نگاه

نازنین قصه تو فقط منو بخواه



نوشته شده در شنبه شانزدهم دی 1385 ساعت 11:18 توسط فرهاد
[ ] | ? ( ) | This Template designed by Atelobatel , Copyright Â? 2007 all rights reserved

Asheghane tarin AX ha dar www.30ndrela.com